على محمدى خراسانى
531
شرح منطق مظفر (فارسى)
مبحث سوّم يا اجزاء عرضيّه صناعت مغالطه بحث سوّم و آخرين بحث از مباحث صناعت مغالطه در ارتباط با اجزاء عرضيّه اين صناعت است ، در بحث دوّم اجزاء ذاتيّه ، صناعت مغالطه بيان شد يعنى امورى كه مستقيما در خود تبكيت يا قياس مغالطى نقش داشته و سبب مغالطه مىشدند . در اين قسمت پيرامون اجزاء عرضيّه اين صناعت گفتگو مىشود و منظور از اجزاء عرضيّه امورى است كه از متن تبكيت ( قياس مغالطى ) خارج هستند ، با اين حال سبب مغالطه و افكندن غير در غلط مىگردند . قبل از بيان اين امور دو نكته را بيان مىكنيم : 1 . غالبا كسانى به اين امور پناهنده مىشوند كه فكر و انديشهء آنان قاصر بوده و ياراى همراهى با خصم و مباحثهء با او و استدلال منطقى ( برهان يا جدل ) يا مغالطه در نفس استدلال را ندارند ، بناچار از اين امور عرضى مدد مىگيرند . دو عامل اساسى كه اين سبك عقلان را به استفاده از عوامل مزبور وادار مىكند : عامل اوّل ؛ حقد و كينه و روزى و دشمنى با خصم و طرف بحث ؛ عامل دوّم ؛ تعصب كوركورانه نشان دادن نسبت به يك رأى و مذهب . 2 . سخن بكر اينكه بيشتر كسانى كه متصدى مخاصمه ، مجادله و ممارات در امر عقيدتى مىگردند و در مسائل اجتماعى و سياسى در نقد ، ردّ ، ايراد و استفاده از هر وسيلهاى استفاده مىكنند ، همين سبك مغزان و خورده علمها هستند و گرنه دانشمندان بزرگ و فرهنگيان گرامى بيش از آنكه كوركورانه از مذهبى دفاع كنند و تعصب به خرج دهند بر حفظ ادب ، صيانت سخن از فحش و ناسزا و سلامت بيان از امورى كه آفت بيان است حريص هستند . هرچند كه گاهى تعصب هم به خرج بدهند و نسبت به مذهبى بسيار متعصب ، پايبند ، قرص و محكم باشند و احيانا گاهى مغالطه كنند ولى از اين امور باطل و سبكسرانه مدد نمىگيرند . امّا طالبين حقّ كه خالصا و مخلصا بدنبال حقّ مىباشند و دانشمندان كه خود را وقف اين امر نمودهاند نخبگان بشريّت هستند كه وجودشان در اجتماعات مانند درّ گرانبها و گوهر ناياب است و به قول عربها كالكبريت الاحمر هستند ، اينان براى غيرحقّ ( هرچه و هركه باشد ) تعصب به خرج نمىدهند ، بهجز در مسير حقّ مغالطهاى نمىكنند و اگر مغالطهاى مىكنند به عنوان رحمت بر مردمان ، شفقت و دلسوزى بر عقايد و انديشههاى آنان است ، در نزد اينان حقّ و حقيقت فوق همهء شؤون ، اعتبارات ، ملاحظات شخصى و گروهى و حزبى است .